مست بوی شالیزار
مرور دانه دانه خاطره هاو سهمشان که یادش شاید بخیر
و اینجایی که هستم
با کوهی از پریشانی
و باز پریشانی
نگاهم به اسمان است
و دلم سرشار از لرز
چه کنم
با این حجم هجوم خاطرات و ارزوها و نفس ها و خواستن ها
چه کنم با جاده ی شالیزارو
خانه ای که پنجرهذاش برایم مسدود شده است
و دلی که از هجوم
برچسب:
نویسنده: یوسف اکبری
تاريخ: دوشنبه
5 تير
1396 ساعت: 5:47